واجد على خان
99
علم الأبدان ( فارسى )
آن نوشيدن آب بسيارست يا سبب آن سردى يا خشكىست كه بسبب تكاثف ماده و و تقابض مجارى آب رقيق برآيد يا بازگشتن ماده است از مجارى آب چه هرگاه ماده به طرف جلد گرايد يا بسوى دماغ و معده و امعا رود بالضرور ماء رقيق برمىآيد بسبب نبودن ماده كه غليظ كند آن را از جهت مندفع شدن رطوبات رقيقه است و بول غليظ يا از كثرت اندفاع ماده است يا از ناپختگى ماده و معتدل در ميان رقيق و غليظ دليلست بر نضج بهتر اما بول از جهت رايحه اعنى بوى منقسم مىشود بقليل الرايحه و حامض الرايحه و حلوء الرايحه و منتن الرايحه اعنى كم بود ترش بود و شيرين بود و بدبو پس كمبو يا از جهت عدم نضجست يا بسبب سردى مزاج يا ضعف حرارت غريزى امّا ترشبو پس از حرارت غريبه است كه در اخلاط بارد الجوهر افتد و شيرينبو از غلبه خون باشد اما بدبو پس بسبب زخمهاى مجارى بول باشد يا از عفونت اخلاط بيان صفائى و كدورت بول و كمى مقدار بول و افزونى آن امّا بول كدر پس سبب آن شمول اجزاى ارضيهست مع باد كه مختلط شود به آب امّا بول صاف پس سبب آن مخالف كدرست اعنى عدم شمول ارضيت و عدم مخالطت ريح بمائيت و بول معتدل در صفا و كدر شناخته مىشود از معلوم كردن اسباب اين هر دو حال فائده بول كدر در اكثر دلالت مىكند بر سقوط قوت چه هرگاه قوت ساقط مىشود و برودت غالب مىگردد و كار برودت انجماد رطوبات است پس بول مكدر مىآيد و بول كدر كه شبيه بلون شراب ردى يا شبيه به آب نخود باشد لازمهء حبالىست و با كسانى را افتد كه در احشاى آنها ورم حار مزمن بود و بول كدر كه شبيه به بول حمار باشد دلالت مىكند بر فساد اخلاط بدن و اكثر دلالت اين فساد بر بلغم خامست كه حرارت در وى عمل كرده باشد و ريح غليظ را بجنبش در آورده و دوام اين قسم بول منذرست به ثيرغس و آن سرسام بلغمىست امّا بول قليل المقدار يعنى بولى كه از مقدار معتاد كمتر ايد دلالت مىكند بر ضعف قوت يا تحليل كثير آن طرف ماده به جهت ديگر امّا بول كثير المقدار دلالت مىكند بر گداختن اعضا يا استفراغ فضلههاى زائده و بول معتدل در ميان قلت و كثرت دلالت مىكند بر جارى بودن اسباب